دیروز تلفن زنگ زد. دوست دوران دبیرستانم بود. حرف و حرف و حرف و آخرش: راستی افسانه ... رو دیدم. میدونی تومور داره؟ واسه عیادت  زن دوست بابام که بیمارستان رفتیم تخت بغل خوابیده بود.
///////: افسانه کیه؟
-------: همون که توی کلاسمون بود . که شوهرش اومد تو کلاس کتکش زد.
یادم میاد. جزء سخت ترین خاطراتم بود. نخواستم هیچوقت بهش رجوع کنم.

کسی که شوهرش اومد با عربده از وسط کلاس بیرون کشیدش و  وسط جیغ و گریه ی ما سرشو بار ها و بارها به دیوار کوبید و تکرار کرد: وقتی مادرم میاد چرا کتابو جلوت میذاری درس میخونی؟ 

چقدر خشونت؟

 سومین مرگ رایج برای زنان خشونت و چهارمی زایمان سخته. یادمه  برای تهیه ی گزارش کودک آزاری که به یکی از بیمارستان های تهران رفته بودم مردی غرابه ی بزرگ آبغوره رو توی سر زنش خورد کرده بود. وقتی آوردنش زن داشت جون میداد.

عوامل بسیاری دخیلند. کتک یکی از عوامل کنترل زنها توسط مردانه. ۷۳ درصد از زنهای ایران به عناوین مختلف مورد خشونت قرار میگیرند. اول کتک بعد تجاوز بیشترین سهم رو دارند. خشونت تعریف گسترده ای داره. هر فرد یا علتی که باعث بشه شخصی اعم از زن یا مرد از نظر جسمی و روحی آزار ببینه جزء خشونته. و این شامل متلک هم  میشه. چون به حریم روانی فرد توهین میشه . 

از جمله عواملش اول : عوامل اقتصادی و مشکلات ناشی از اونه.سیستم زندگی مشترک در ایران بر پایه ی ارباب رعیتی استوار شده تا همسفره گی زن و مرد. مرد چون ضمانت مالی و تامین معیشت زن رو به عهده داره به خودش اجازه ی تملیک بر روح و جسم زن رو میده. همون اصل نفقه ی زن با مرد است  و حق طلاق با مرد  خودش یه اصل مرد سالارانه است. یعنی وقتی مرد داره خرج زنشو میده پس میتونه هر کاری انجام بده.حتی بدون کمترین ادعا زن رو از زندگی اش بیرون کنه. که این هم خودش میتونه نوعی از خشونت باشه. چون حق انتخاب و دفاع رو از زن میگیره. مرد در ایده آل ترین شرایط مهریه  ی زن را متقبل میشه و در بدترین حالتش زن رو بقدری در فشار روانی  و آزار جسمی و روحی قرار میده که زن خودش تقاضای طلاق میکنه.   اکثر زنان درآمد مستقلی ندارند و یا اگر دارند کفاف زندگی مستقل بعد از جدائیشونو نمیده. در بسیاری از موارد حقوق زنان در شرایط کاری مساوی کمتر از حقوق مردانه. این در حالیه که تورم برای هر دو جنس به یک اندازه سنگینه. درصد زیادی از زنان به خاطر ناتوانی در استقلال مالی که توان هر ریسکی رو از هر انسانی میگیره با مردی که دوستش ندارند و از ناحیه اش آزار میبینند به اجبار زندگی میکنند.چرا که رابطه ی زن و مرد در ایران اکثرا رابطه ی طفیلی گری هست تا رابطه ی بین دو همسر.
 


دوم : تربیت مردسالارانه ی زنان ماست. زن تربیت میشه در خدمت اهداف مرد.و اگه زن از رسیدن به این هدفها جلوگیری کنه سزاوار توهین و تحقیر و ضرب و شتمه. که این هم باز برمیگرده به همون اصل تربیت مردسالارانه. در یه تحقیق ازدخترانی که میخواستند ازدواج کنند پرسیدند : چرا میخواین ازدواج کنین؟ بیش از نود درصدشون گفتند: برای اینکه توی جامعه حمایت بشیم. میبینیم که حتی فلسفه ی ازدواج هم مردسالارنه هست. زن مرد رو سپری دفاعی برای خودش میدونه و با این شیوه ی فکری بزرگ میشه. و خودشو موجودی تحت حمایت مرد میدونه. و چون باور اکثر مردان ما همینه- اینه که زن تنها در جامعه ی ایران مشکلی مضاعف داره. چون تک بودنش با باور همگانی سنخیت نداره و از طرف دیگه چون  از طرف هیچ مردی حمایت نمیشه همه ی مردان اونو بدون محافظ و آسیب پذیر میبینند. اینه که زن ازدواج میکنه که زیر چتر حمایت همسرش قرار بگیره و مرد این احساس حامی بودن خودش و بی پناهی زن رو میبینه و میتونه اعمال قدرت کنه. چون قانون هم اونو همراهی میکنه. بعلاوه که اکثر خانواده های ایران  طلاق زن رو امری قبیح میشمرند. اصطلاح با لباس سفید رفتن و با کفن سفید از خونه ی بخت در اومدن هم یکی از همین عوامل کنترل زنهاست که مطیع همسرانشون باشند.


سوم: رابطه ی زناشویی که بین زن و مرد وجود داره رابطه ی بیماریه.از اغلب زنانی که برای شکایت از همسرشون اومدند تا فقط اونو چند صباحی بترسونند وقتی میپرسم : چرا جدا نمیشین؟ میگن: کجا برم؟از کجا زندگی کنم؟
بسیاری از زنان وقتی ازدواج میکنند در خانه ی پدر و برادر جایی برای برگشتن ندارند. زنان ما در موارد اندکی دیده میشه که اجازه ی یه زندگی مستقل رو داشته باشند. ویا در صورت داشتن این استقلال توان مالی تهیه ی مسکن رو ندارند. دختران ما یاد گرفتند همیشه مطیع باشند. و در مقابل شرایط بدون اینکه تلاشی برای تغییرش داشته باشند نرمش نشون بدند .  آموزش دختران ما همراه با ایثارگری بیش از حد - سکوت - کوتاه اومدن -تواضع و فروتنی بیش از اندازه-هیچی نگفتن- خدمت کردن - از حق خودشون به نفع مردان زندگیشون گذشتن و..... بوده .اصطلاح بسوز و بساز هم یکی دیگه از این عوامل کنترل و اعمال خشونته.

 
چهارم: موارد حقوقی جدائی زوجین اکثرا به ضرر زنه. هر کدوم از ما لااقل یکبار در زندگیمون شاهد یه زندگی بی هرج و مرج زن و مردی بودیم که زن به خاطر بچه یا بچه ها به ادامه ی این زندگی مجبور شده.
قانون میگه : بچه مال پدر و در صورت فوت پدر مال جده ی پدری و عمو و خلاصه هر کسی  و سرانجام مادره. در بسیاری از موارد مرد شرط جدایی رو گرفتن بچه میدونه. و زن هم مجبوره بمونه . چون یکی: ندیدن بچه براش سخته . دوم :  زن وقتی میبینه خودش هم مشکل مالی داره چه برسه به اداره ی یه بچه و اغلب جایی برای رفتن نداره خودشو مجبور میکنه بمونه.

پنجم: کنترل اجتماعی ای که برای زنان مطلقه صورت میگیره زیاده. اذهان عمومی با زنی که جدا بشه و بچه رو نبینه و یا سرپرستیشو قبول نکنه به عنوان مادری که لاقید و بی هویته و نمیشه روی احساساتش حساب کرد برخورد میکنند. و این در ساختار زندگی و آینده ی زن نقش موثری داره.گاه معتقدند که اگر جدا بشیم حتی فرزندانمون هم زندگی موفقی نخواهند داشت. خصوصا اینکه مادر دختری جدا شده باشه در انتخاب دختر همیشه تردید هست.در حالیکه تک زندگی کردن بچه با یک والد در محیطی آرام بچه رو بسیار سالمتر از دیدن هر روزه ی خشونت و جارو جنجال در یک زندگی بند زده و از درون پوسیده بار میاره. این معامله ی سکوت و خشونت سالها ادامه داره .درصد زیادی از زنان مسن ما که بخاطر فرزنداشون زندگی مشترک رو با همه ی خطرات و خشونتهای آن تحمل کرده اند بر این عقیده هستند که حالا که بچه ها ازدواج کردند و عروس و داماد دارم نمیخوام  بچه هام جلوی زن و شوهرشون سرشکسته بشن.
این روند از خودگذشتگی افراطی و همه رو به خود ترجیح دادن باز هم ادامه پیدا میکنه تا مرگ یکی از طرفین.

نظرات 70 + ارسال نظر
ازی یکشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 03:55 ب.ظ http://azy.persianblog.com

عزیز جان اما تنها علت ازدواج دخترها برای حمایت مالی نیست خیلی از دخترها از طریق پدر و یا حتی خودشان به راحتی تامین می شوند اما به خاطر نگاه بدی که جامعه به انها دارد و به خاطر حرف مردم تن به ازدواج می دهد...

رهای آبی یکشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 09:46 ب.ظ http://rahayabi.persianblog.com

ازدواج زنجیری تنگ و خاموش کننده !
مرد اسطوره خشونت ، خود خواهی و جهالت .
خوشحال می شوم سری به من بزنی.

آرادیش دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:32 ق.ظ http://aradish.persianblog.com

از دیشب که اینجا نوشتم تا همین حالا دیگر این صفحه باز نشد که نشد... نمی دانم کامنتم فرستاده شده یا نه. دوباره می فرستم: ... دوست عزیز این گونه معضلات ریشه هایی دارند که پهنایشان به عرض سه نسل و درازایشان به طول تاریخ یک ملت است.آنی که مطرح کردی از گونه ناهنجاری های نهادینه شده ی جامعه ی (حالا متاسفانه ) بزرگ ماست.و این را باید پذیرفت که ما مردمی هستیم با رفتارهایی بی نهایت تعریف پذیر.جبر تاریخ را اینجا بهتر از هرجا می توان برایش مثالهایی یافت...
بیایید نگویییم این بد است یا خوب است ونرویم به سراغ سوال دو گزینه ای بعد که اه اه یا به به.بیایید برای پرسشها بدنبال جوابی تشریحی بگردیم(حالا عمل پذیر بودنش بماند برای بعد).بیایید برای رها شدن از بند اینهمه تار که نه عنکبوت ازل که خودمان وپدرانمان به دست وپای خویش تنیده ایم را ببینیم و دیدن نباشد پایانی برای این پروسه ی روشنگری که این تازه آغاز راه است.برای رهایی یاید امکانات آزادی را زیر سایه ی پرسشی جستجو کرد که نه من که نه چای تلخ همه ی ما باید بدان برسیم. چرا ما هیچ زمانی آزاد نبوده ایم‌؟ در این تاریخ دوهزار و اندی...؟
بیایید به عقب برگردیم و بپرسیم و بخوانیم و اگر ندانستیم باز بپرسیم و بخوانیم و باز...
چای تلخ عزیز کاش بسیار بودند چون شمایگان که جمع می شدیم و می پرسیدیم و می خواندیم و....
پایدار می خواهمت

دختر همسایه دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:51 ق.ظ http://dokhtarehamsaye.blogsky.com/

چای تلخ دوست دارم هر روز تا ته بنوشمت..واقعا به دل مینشینه این حرفات..
گاه اوقات فکر میکنم که مردای ایران و کلا خاور میانه بیرحمترین آدمهان که دلاشون از محبت خالیه و فقط به فکر عیش و نوش خودشانند....مردهای غرب همون محبتی که به پسراشون دارن به دختراشون هم به همون حد آزادی میدن و ارزش قائلند.. از مردای مثلا ایرانی بپرسید.. اینمردها اصلا مرد نیستند و غیرت ندارند!!!!!!!!!
هرچند که خشونت همه جای بر علیه زنان دنیا هست ..در ایران این خشونت رو دولت کثیف ایران هم همیاری میکند!!!

صادق دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 09:55 ق.ظ http://sadeghkhan.blogsky.com/

سلام . اول از هر چیز راستشو بگم که نسبت به شما و نوشته هاتون نظر منفی دارم . اصلا من از کسانی که همیشه مشکلات رو یکجانبه می بینند خوشم نمیاد . از کسانی که انسانیت رو به دو بخش مرد و زن تقسیم می کنند و فکر می کنند که یکی بر دیگری ارجحیت داره. من نمی دونم دخترهای ایرانی دنبال این بودند (اونهایی که امکانش رو داشتند انتخاب کنند ) یک مرد مناسب برای خودشون انتخاب کنند . اصلا دخترها چه کسی رو مرد مناسب می دونند تا اونجایی که من دیدم و شنیدم اول پول دوم خوش تیپی سوم کلاس اجتماعی چهارم .... کمتر کسی رو سراغ دارم که اصلا بپرسه ازدواج یعنی چی . اخلاق چقدر براش مهمه . یا اینکه اصلا خودش چه وظیفه ای رو برای خودش قایله . اکثر دخترها انتظار دارند مهریه کلانی رو ثبت کنند عروسی مجلل بگیرند ولی چند نفر سراغ دارید که خودش رو اماده کرده باشه ( با مطالعه ؛ مشورت یا هر راه دیگه ای ) برای یک زندگی مشترک . شما این رو قبول ندارید که هنوز توی جامعه همه انتظارهارو از مرد دارند (در مسائل مالی ) من فکر می کنم اگه کسی . گروهی بود که به ادم بودن ارزش می داد و میگفت ادم چه زن چه مرد اگه بخواهد یک روابط خوب و پویا داشته باشه بایستی تلاش کنه بایستی خوب انتخاب کنه بایستی رفتار مستقل داشته باشه .
در پایان امیدوارم که شما بتونید چیزی به دانش مخاطبانتون اضافه کنید (چبزی بیشتر از نفرت از جنس مقابل )چون شما خواننده های زیادی دارید .

شبح دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 10:40 ق.ظ http://www.shabah.org/weblog.html

چند روزه هر کی برام آفلاین می‌ذاره می‌گه ؛چای تلخ؛ رو دیدی؟ حسادت و کنج کاوی منو کشوند این‌‌جا و انصافا که عجب جای غبطه برانگیزی!
تلخ بود اما شیرینی حقیقت را هم داشت. همه باید تلاش کنیم تا این جامعه ضدانسانی را انسانی کنیم. خوش‌حال‌ام که به صف سربازان آگاهی سرداردیگری افزود شد!

اansooyebisoo دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 11:19 ق.ظ http://ansooyebisoo.persainblog.com

خشونت بر علیه زنان مضموم است اما گاهی از این قضیه سو استفاده میشود

سرزمین آفتاب دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 06:15 ب.ظ http://mithras.org

متاسفانه بدلیل فرهنگ اشتباه و نا آگاهی جامعه ایرانی بقای زن در ازدواج (ولو به خطا) دیده میشه. این گناه از مردها هم نیست، مردهای ایرانی دیو نیستند بلکه قربانی همون فرهنگ اشتباه اند. و همین مردها و زنها فرزندانی با همان فرهنگ اشتباه تحویل جامعه میدهند.

تاراز دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 07:06 ب.ظ http://bibiyan.persianblog.com

درود. ای میلتان را خواندم.اول یک توضیح بدهم.من مینویسم که خوانده شود. ( در یادداشت نفسی تازه کنیم اشاره کرده ام )خیلی هم دوست دارم که شما و دیگر دوستان نوشته های مرا بخوانید٬و لغزشی اگر هست راهنمایم باشید.اما٬آن پیامی که برای شما گذاشتم تنهامعنایش این نبود که بیایید بلاگ مرا بخوانید.معنایش این بود :که چندتا از دوستان بلاگ شمارا معرفی کردند٬من خود از طریق پانته آ با بلاگ شما آشنا شدم.اما تا مدتها ردی از شما نه در بلاگ وزیتورهایتان٬نه در بلاگ پانته که شمارا معرفی کرد ندیدم!این بود که آن پرسش را مطرح کردم.در میلتان نکته ای دیدم که مایلم پاسختان را بدهم.نوشته بودید:من ( من یعنی شما )فکر میکردم بیست و چند ساله باشید٬سنتان آنقدر نباشد که رفیقی داشته باشید که بیست و چند سال ندیده باشیدش. ( نقل به مضمون ) اگر منظورتان نا پختگی قلم من است باید بگویم حق با شماست. ( هر چند در میان دوستان بلاگنویس کسانی میبینم زیر بیست سال که از قدرت قلمشان حیرت میکنم! ) اما اگر منظورتان طری و تازگی در نوشته های منست٬خوشحالم و سپاسگزار.در پایان باید بگویم من خودم٬هنوز خودم را بیست و چند ساله میبینم.چرا که به عمر انقلاب شکوهمند!!خودم را طلبکار زندگی میدانم!! هرچند که هزاران سال بر ما گذشت ای بیست و چند سال.اما....... شاد و مهربان باشید.

نیما دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 08:24 ب.ظ

صادق خان. تک بعدی فکر کردن امثال شماست که باعث شده همه ی ما مشکل پیدا کنیم. فکر نمیکنم چای تلخ جمله ای مبنی بر نفرت از جنس مقابل را نوشته باشد و یا آنرا در سر پرورانده باشد. اگر شما از دور او را دیده اید من مدتهای مدیدی است که ایشان را میشناسم.و البته سر موضوعی هم چشم دیدن بنده را ندارند که به ایشان حق میدهم. و شاید اگر این کامنت را هم ببینند آزرده شوند که چرا وبلاگشان را پیدا کرده ام.چای تلخ دختر بسیار لطیف و با احساسی است . و ای کاش مردی شایسته ی طرز فکر و روح بزرگ او پیدا شود .چای تلخ آنچه را که شما نفرت از جنس مقابل مینامید با بینشی درست و فرای جنسیتها با قدرت تحلیل فوق العاده قوی حلاجی میکنند. آیاچون بره نیست که هر چه میگویند تصدیق کند با جنس مخالف مشکل دارد؟ و یا شما از اینکه با منطقی کور میبینید که به قول امثال شما یک ضعیفه به این صراحت مو را از ماست بیرون میکشد گله مندید؟ چشمتان را باز کنید و ببینید که ایراد در لمپن بازیهای شماست یا در صراحت چای تلخ؟

مهر تو دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 08:31 ب.ظ http://mehreto.blogsky.com

سلام بر چای شیرین
امروز تازه وبلاگ شما را دیدم و این خانه را خانه انس یافتم با اجازه شما وبلاگم را مزین به آدرس شما میکنم.

دانیال دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 09:01 ب.ظ http://57.blogsky.com

سلام
نمی دانم چرا دوستان وبلاگ شما و من را کنار هم قرار می دهند. سر فرصت تمام مطالبت را می خوانم
موفق باشی

تقی دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 11:28 ب.ظ http://didan.blogspot.com

دوست من چند روزی است که نوشته ای در صفحه تان به روز نشد. من فکر می کنم که وقتی داشتید نام وبلاگ رو تعیین می کردید می باید به این جنبه نیز فکر می کردید کسانی که عادت به نوشیدن چای تلخ دارند اگه هرروز بهشون چای نرسه حتماٌ سردرد میگیرن!
برخی نظرات عالی بودند. میدانم که به آنها توجه کافی خواهید داشت. بهرحال موفق باشید. فقط چای تلخ یادتان نره!
ایام به کام.

سوفیا سه‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 01:34 ق.ظ http://sofeia.persianblog.com

دوست من چرا اپدیت نمیکنی؟

صفا سه‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 07:59 ق.ظ http://haputi.persianblog.com

فکر میکنم بد قدم بودم ! پس چرا نمینوسی دیگه؟

روز نگار غریبانه پدر و پسر سه‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 09:05 ق.ظ http://pouian.blogsky.com

سلام با اجازه ت لینکت را گذاشتم

عسل سه‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 11:50 ق.ظ http://mahboodi.persianblog.com

متنت هم فوق العاده بود و هم ترسناک.تمام چیزایی بود که می دونستم و جرات بیانش و نداشتم.ای کاش منم می تونستم اندازه تو شجاع باشم. و یا آیا تو می تونستی جای من باشی و همینقدر شجاع باشی؟

ع.د جمعه 23 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:42 ب.ظ

من نمی دانم چرا هیچ کس از دلیل کتک خوردن یا آزار دیدن
زنها سخنی نمی گوید ؟ همه می گویند که درصد بالایی از زنها مورد آزار و تجاوز قرار می گیرند . به آنها بی احترامی می شود
و .... .
اما این درست است که همیشه مردها را مورد انتقاد قرار دهیم ؟
شاید ؛افسانه؛ خانم قصه شما یکی از شرایط ازدواجش این بوده که مثلا دیگر درس نخواند یا ساعات درس خواندنش کم شو د و بیشتر به کارهای خانه بپردازد.کسی چه می داند ؟؟!!
من قبول دارم که خیلی از مردها بد هستند اما خیلی وقتها هم خانمها بی تقصیر نیستند !

قند پهلو جمعه 23 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 05:29 ب.ظ

ببین تمام این مردها را مادرانشون اینجوری بار می آرن به نظر من همه اش تقصیر زنهاست.
بی شوخی می گم ما همه داستانهای زیادی از دشمنی عروس و مادر شوهر شنیدیم و نه عروس و پدر شوهر. به نظر شما اتفاقی است ؟
مردهای متاهل صادق می دونن من چی می گم.

همیره جمعه 20 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 05:52 ق.ظ http://amirsanam.blogsky.com

سلام
بعد از یک ماه کانکت شدم اومدم مطالب جدیدت رو خوندم
اگه ناراحت نشید چندتا تذکر باید به شما بدم
۱-شما دختر هستید و نمی تونید راجع لواط بحث کنید و
بگید که بد یا خوبه
۲-فکر میکنم بهتر باشه جوابیه هاتون رو تو وب لاگ ننویسید
بلکه برید تو کامنت افراد و بهشون جواب بدین البته اگه وقت داشته باشید
۳-بهتر است به بینندگان خود بگویید اجازه دهند شما خودتان از
نوشته هایتان دفاع کنید
۴-بهتره قبول کنی هر کسی برداشت خودش رو از نوشتت میکنه سعی کن کمی خیابونی(کوچه بازاری) بنویسی
۵-بهتر نیست ب خاطر اینکه خواننده های شما فکر نکنن که
شما از جنسیت خاصی دفاع میکنید نیمه دیگر رو مورد توجه
قرار بدید(زنانی که به همسرانشون ظلم میکنن)
۶-تا حالا هین سوال واست پیش اومده که چرا اکثر خانومها
با حرف شما موافق هستن و بعضی از آقایون مخالفن؟
۷-در آخر باید بگم بعضیها به دلایل دیگری میان سر میزنن
امیدوارم موفق باشی و همیشه انصاف بسم الله کارت باشد

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد